تأملاتی بر باور توحید
 

تأملاتی بر باور توحید - جلسه سوم

3477
 
 
 ایمان مسئله ای است که به درون و قلب آدمی مربوط می شود و کسی نمی تواند دیگری را متهم به بی ایمانی و کم ایمانی کند. حتی اگر علم غیب داشته باشد و از درون دیگری با خبر باشد و نیز اجازه قضاوت در جامعه بر این اساس را ندارد. و در واقع ملاک قضاوت و رفتار با سایرین بر اساس نشانه های ظاهری افراد است. زیرا اگر نشانه های درونی و قلبی ملاک قضاوت و رفتار باشد جامعه دچار بی نظمی بزرگی می شود و هر فرد می تواند دیگری را حتی به دروغ متهم کند و از این وسیله(قضاوت بر اساس باطن) سوء استفاده کند.
این نکته را نیز می توان در زندگی ائمه(ع) ملاحظه نمود بدین صورت که غیر از مواقعی که برای دفع ظلم جنگی را آغاز کردند در سایر مواقع هیچ گاه شروع کننده جنگ نبودند. نمونه بارز آن واقعه کربلا است که امام حسین(ع) و یارانش تا آخرین لحظه از جنگیدن پرهیز داشتند تا جایی که جنگ از طرف سپاهیان عمرو سعد بالا گرفت و ایشان برای دفاع از خود وارد جنگ شدند. به عبارت دیگر ایشان هیچگاه مشرکین و کافرین را به صورت علنی مورد خطاب و هجمه قرار نمی دادند در حالی که مخالفین آنها این جسارت را مرتکب شدند و با مشرک و کافر خواندن آن بزرگواران ایشان را مورد هجوم قرار می دادند. این در حالی است که اتهام کفر و شرک زدن به مسلمانی دیگر خود خروج از اسلام است زیرا که اسلام چنین اجازه ای را به فرد نمی دهد.
یکی از نقاط مشکل دار در عبادت و دین داری زمانی است که فرد بخواهد بنا به درک و استنباط خود از درون و باطن مسائل، حکمی به غیر از حکم شرع را وضع کند. شیطان در چنین مواقعی به سراغ فریب آدمی می آید زیرا که راحت تر می تواند فرد را منحرف کند. همانطور که در کربلا سپاهیان عمر سعد به گمان خود از روی دین داری به جنگ با امام حسین(ع) آمده بودند.
اینکه « ملاکی برای تشخیص ایمان دیگران برای انسان وجود ندارد » به چند دلیل حائز اهمیت است. زیرا هم از لحاظ عبودیت یک بحث اعتقادی است، هم به جهت تهذیب نفس یک بحث اخلاقی است، هم به جهت ترک محرمات یک بحث فقهی است و هم یک بحث اجتماعی- تاریخی است که اگر مسلمانی مسلمان دیگری را متهم کند خود متهم است.
 
 

3