تأملاتی بر باور توحید
 

تأملاتی بر باور توحید - جلسه پنجم

3801
 
 
در مبحث "ظاهر افراد" می بایست به این نکته اشاره داشت که آدمی نه اجازه دارد و نه قادر است بر اساس ظاهر افراد نسبت به باطن آنها حکم و قضاوت کند. گاهی ممکن است آدمی به صورت ناخودآگاه با دیدن ظاهر فردی نسبت به باطن او ظن و گمانی ببرد ولی وظیفه او بعد از این مرحله این است که به هر روشی با این ظن و گمان مقابله کند و نگذارد که در درون خود به پرورش آن بپردازد.
درست مانند روش ما در احکام؛ به عنوان مثال اگر کسی در نجس و پاک بودن شیء‌ای  اطمینان ندارد می بایست بر اساس حکم الهی آن را پاک بداند، به عبارت دیگر مأمور است که اینگونه رفتار کند. اگر آن شی نجس هم باشد و ما نسبت به آن آگاه نباشیم بر اساس همین حکم الهی آن شیء برای ما همانند پاک می شود. و اگر خلاف این رفتار را مرتکب شویم در واقع به میل خود عمل کرده ایم و به حکم الهی توجهی نداشته ایم.
در روایتی از پیامبر(ص) نقل شده است که فردی نزد ایشان آمد و از ایشان خواست تا درباره مسئله ای بگوید حکم خدا چیست، ایشان در پاسخ فرمودند که خداوند درباره این مسئله حکمی را بیان نکرده است، آن فرد دوباره به ایشان اصرار کرد و گفت شما چه حکم می کنید؟؛ ایشان در جواب فرمودند که حکم فقط حکم خدا است و من نمی توانم از خود حکمی صادر کنم.
اغلب افرادی که از طریق موارد ذکر شده به شرک آلوده می شوند افرادی هستند که به دنبال روش دین داری بهتر و والاتری هستند. یکی از دلایلی که موجب این فریب می شود این است که افراد همیشه در عبادات خود به دنبال مصادیق عینی و ظاهری هستند که البته خداوند نیز برای این نیاز، مابه ازای بیرونی نظیر کعبه، قبله، حرم ائمه(ع)، امور و ادعیه ای که در روایات آمده است و ... قرار داده است. به عبارت دیگر فریب هایی که آدمی در حیطه دین داری به آنها دچار می شود از این موضوع و نقطه صورت می پذیرد. مثال بارز این امر مکتب های مریدی و مرادی است که فرد در آن ریاضت های زیادی را متحمل می شود، غافل از اینکه با این ریاضت به جهنم راه پیدا می کند و از طرفی نیز از قرآن و ادعیه و اذکاری که توسط ائمه(ع) بیان شده است غافل است.
نمونه دیگری در این باب که فرد از خود حکمی را به جای حکم الهی صادر می کند "نذر کردن است", به عنوان مثال فردی به دیگران می گوید اگر نذر را صرف فلان کار بکنی حتماً به نتیجه خواهی رسید. همانطور که در آیه 37 سوره حج آمده است قربانی که فرد در راه خدا می کند نه گوشتش و نه خونش به خدا می رسد، بلکه تنها تقوای مربوط به انجام این کار است که در نزد خدا ارزش دارد.
در واقع ریشه اصلی این مسئله که به شیعه اتهام شرک زده می شود این است که عده ای مسائلی را که نباید نفی کنند نفی می کنند و یا مسائلی را که نباید بر آنها اصرار داشت بر آن اصرار می کنند.
 

5