تفسیر سوره اسراء
 

تفسیر سوره اسراء - جلسه چهارم

961002
643
 
 
دلیل قراردادن موقف معراج از جانب خدا
یکی از شبهات و سؤالاتی که پیرامون معراج مطرح می شود و البته در گذشته هم در قالب ها و شکل های دیگر مطرح گشته است این است که چه لزومی داشته است که خداوند برای ارتباط با پیامبر و همچنین نشان دادن آیاتش به آن حضرت بر مبنانی فرمایش خود آیه اول سوره ی اسراء پیامبر صلی الله علیه و آله را به معراج ببرد ؟ مگر علمی که آن حضرت از آن بهره می برند برای چنین امری کافی نبوده است ؟. برای پاسخ به این سؤال ابتدا باید اشاره کنیم لازمه چنین لحن و سؤالی این است که نسبت به معراج علم کافی داشته و کاملاً از کم و کیف آن با خبر باشیم که در همین قدم اول با مراجعه به روایات پیرامون این مبحث در میابیم که ما نسبت به این درک کامل این موضوع به صورت کلی عاجز هستیم. در قدم بعدی با مطالعه ی روایات ائمه علیهم السلام در مورد دفعات و کیفیت معراج حضرت در میابیم که موقف معراج بالاترین موقفی است که خدا قرار داده است که هیچ کس جز وجود مقدس پیامبر صلی الله علیه و آله به آن راه ندارد و لذا باید آن حضرت را به آنجا ببرد و به او مطالبی را انتقال دهد زیرا که تنها جایی است که فقط خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله حضور دارند.

آیا خداوند با پیامبر صلی الله علیه و آله تکلم نکرده است ؟
از دیگر شبهاتی که از گذشته تا به امروز به انحاء مختلف مطرح می شده است این بوده که خداوند تنها با حضرت موسی علیه السلام سخن گفته است و لذا جایگاه آن حضرت از پیامبر صلی الله علیه و آله به مراتب بالاتر است و قرآن نیز کلام الله نیست زیرا در هیچ کجای قرآن سخن از تکلم خدا با پیامبر صلی الله علیه وآله مطرح نشده است. در پاسخ به این سؤال باید گفت که بیان یک فعل از جانب خدا نمی تواند نافی این مطلب باشد که خداوند هیچگاه و در هیچ موقعیت دیگری آن فعل را انجام نداده است. به این معنی که اگر در قرآن صحبت از تکلم خداوند با حضرت موسی علیه السلام مطرح شده است به این معنی نیست که خداوند دیگر با هیچ کس دیگر تکلم نکرده است. ثانیاً تکلم کردن خدا با پیامبر صلی الله علیه و آله هیچ ارتباطی به کلام الله بودن قرآن ندارد. ثانیاً کتب دیگری نظیر تورات و انجیل هیچکدام کلام الله نیستند و ادعای چنین موضوعیتی در مورد آنها نبوده است. کلام الله بودن قرآن به این معناست که هر موقع در هر زمان و مکانی خوانده شود زنده است و در همان آن خداوند در حال سخن گفتن با فرد تلاوت کننده و شنونده آن است. دلیل سوم دیگر را در روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله می توان یافت که در پاسخ یک یهودی در بیان همین سؤال توصیفات معراج را می فرمایند و در انتها به نزدیکی خود و به خدا اشاره می کنند و اینکه نور وجود باری تعالی را با قلب خود مشاهده کرده اند و این بسیار بالاتر از تکلم خداوند با بنده اش است.

از دلایل وقوع معراج
از دیگر دلایل وقوع معراج به استناد روایات این بوده است که خداوند قصد داشته است که وجود و ماهیت امیرالمؤمنین علیه السلام را به پیامبر صلی الله علیه و آله نشان دهند. زیرا که آیت الله الکبری وجود امیرالمؤمنین علیه السلام است. از طرف دیگر وجود امیرالمؤمنین به تصدیق و بیان روایات و قرآن نفس پیامبر صلی الله علیه و آله است و لذا رفتن به معراج آن حضرت برای نشان دادن روح و وجود خودش به خودش بوده است.

عنایت پیامبر صلی الله علیه و آله به امتش
بعد از تشرف پیامبر صلی الله علیه و آله به معراج آن حضرت تنها به این بهره مندی شخصی خود از تفضل خداوند بسنده نکردند و برای امت خود نیز این امکان را فراهم کردند که بتوانند این پرواز و تعالی را تجربه کنند و نتیجه این عنایت وضع فریضه نماز از جانب خداوند است که باعث معراج مؤمن است و البته مؤمن تنها تا مرزی از معراج می تواند پیش رود که فقط جایگاه پیامبر صلی الله علیه وآله است و از این رو ست که در انتهای نماز هم به آن حضرت سلام می دهیم زیرا پایان معراج مؤمن آغاز حیطه انحصاری پیامبر صلی الله علیه و آله در معراج است.
 
 

دانلود فایل