یافتن اصول اعتقادات در واقعه کربلا
 

یافتن اصول اعتقادات در واقعه کربلا (شب هشتم)

90/09/12
1901
 
 
در ادامه مباحث گذشته می بایست به این نکته اشاره کرد که اصل معاد یک اصل عقلی و منطقی است. زیرا هرکسی به صورت منطقی از این امر آگاهی کاملی دارد که اگر برای آینده خود برنامه ای نداشته باشد نمی بایست در انتظار نتیجه و ثمری در آینده باشد و از این رو کسی که چنین تفکری داشته باشد هیچگاه خواهان رسیدن هرچه زود تر آینده نیست زیرا زندگی خود را بر مبنای زمان حال بنا کرده است.
بنا براین کسی که به معاد، ایمان و باور حقیقی داشته باشد زندگی خود را به صورتی برنامه ریزی می کند که به این دنیا دلبستگی پیدا نکند و از آن رو نسبت به مرگ نیز مشتاق می شود زیرا می داند نتیجه اعمالش را بعد از مرگ و در عالمی دیگر می بیند. برای رسیدن به چنین نگرشی می بایست مطیع و دنباله رو امام زمان خویش بود.
بعد از این اصل(معاد) نوبت به مطرح کردن اصلی دیگر از اصول اعتقادات به نام توحید است. برای ورود به بحث می توان از واقعه کربلا به عنوان نمونه ای نام برد که مصداق بارز ایمان حقیقی به توحید و در دنباله آن احراز واقعی بندگی است. زیرا تمام وقایع کربلا، از تسلیم شدن بی چون و چرا در برابر خداوند سرچشمه می گیرد
 از این واقعه می توان این درس را در بحث توحید آموخت که آدمی می بایست همیشه سعی بر اطاعت کامل در برابر خداوند داشته باشد، زیرا اوست که خالق و مولا است و آدمی تماماً در برابر او نیاز است.آدمی خواسته و حاجت خود را از او درخواست می کند و اوست که برمبنای خالق بودنش وآگاهی از همه امور تصمیم به اجابت ویا عدم آن می گیرد.
در واقعه کربلا این چنین نگرشی را علاوه بر امام حسین(ع) و خاندان بزرگوارشان می توان در یاران آن حضرت به روشنی مشاهده کرد. زیرا آن بزرگواران علاوه بر اینکه از تعلقات دنیوی دل بریده اند در تمامی لحظات نیز منتظر هستند تا ببینند که اذن و دستور امامشان چیست تا بر اساس آن عمل کنند و نه چیز دیگر.
سخنران: دکتر محمد دولتی / محرم 1433
 

شب هشتم