تفسیر سوره جمعه
 

تفسیر سوره جمعه - جلسه چهارم

3012
 
 
بسم الله ‌الرحمن‌ الرحيم
قُل یا أَیُّها الَّذینَ هادوا إِن زَعَمتُم أَنَّکُم أَولِیاءُ لِلّهِ مِن دونِ النّاسِ فَتَمَنَوا المَوتَ إِن کُنتُم صادِقینَ (6) وَ لا یَتَمَنَّونَهُ أَبَداً بِما قَدَّمَت أَیدیهِم وَ اللّهُ عَلیمٌ بِالظّالِمینَ (7) قُل إِنَّ المَوتَ الَّذی تَفِرّونَ مِنهُ فَإِنَّهُ مُلاقیکُم ...
o خدا سرپرستی همه ی ما را می کند، اما اینکه من خودم را از اولیای خدا بدانم، ابتدا باید خدا را به عنوان سرپرست بپذیرم.
o در رابطه با ادعای یهود قیدی آمده است: «اگر گمان می کنید». در زندگی چیزهایی هست که می دانیم اما چیزهایی هم هست که خیال می کنیم. اگر این زعم و خیال از روی غفلت باشد با دیدن نشانه هایی که خداوند قرار داده است به خودم می آیم
o دستگاهی برای سنجیدن زعم و تمنا وجود ندارد. هر کس خودش می داند چه خبر است. «تمنا کنید» – خودتان می دانید راست می گویید یا نه. و لا یتمنونه ابداً. با تمنای مرگ که واقعاً نمی مردند اما از تمنا کردن مرگ هم می ترسیدند. ما از نگاه کردن به مردن می ترسیم؟!
o ترس از تمنا کردن مرگ، ویژگی کسی است که در ارتباطش با خدا،  خودش را بالاتر از مردم می داند و متکبر است!
o چرا قوم یهود میل ندارند بمیرند؟ به دلیل آن چیزهایی که پیش فرستادند. جاده¬ ی بین من و خدا را چکار کرده ام؟ چه جوری بروم نزد خدا؟ همه ی ما «قدمت ایدیهم» مان خراب است اما من وقتی راه به خدا را خراب می بینم می گویم خدایا ببخش در حالی که قوم یهود نمی خواستند کوتاه بیایند.
o اگر نمی توانی تمنای مرگ کنی، برو مشکل تمنا را حل کن. ببین چقدر مرگ را می طلبی.
تفسیر سوره جمعه؛ دکتر دولتی
 

4