انس با قرآن
 

انس با قرآن - جلسه نهم

4604
 
 
 برای بهره مندی از هرچیز باید تصور و تلقی صحیحی از آن چیز داشته باشیم. اگر قرآن را یک کتاب عربی مانند سایر کتب ببینیم، با آن همان رفتاری را می‌کنیم که با کتاب‌های دیگر می‌کنیم. در ارتباط با قرآن نکاتی را باید توجه داشت:
نکته اول؛ ویژگی خاص قرآن این است که کلام الله است. در نتیجه برای شناخت کلام الله می‌بایست به الله رجوع کنیم. از خودمان قرآن را معرفی نمی‌کنیم. برای بیان روش ارتباط با آن و بهره بردن از قرآن، از خودمان چیزی وضع نمی‌کنیم. اگر می‌گویند «برای اینکه سراغ قرآن بروی اول باید ترجمه عربی یاد بگیری»، نشان از قیاس قرآن با کتاب‌های عربی دیگر دارد. قرآن کلام الله است. نباید ظاهر عربی این کلام، شما را به اشتباه بیندازد. 
پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله) و ائمه(علیهم السلام) هم از نظر ظاهر بشری مثل ما بودند ولی آنها ولی الله‌اند و بر همه عالم نظارت دارند. آنچه در ظاهر بشر می‌بینید، حقیقتی است به اسم امام. ظاهر بشری‌اش شما را به اشتباه نیاندازد!
نکته دوم؛ قاعده بهره‌مندی از هر مقوله الهی، از جمله کلام الله، این است که ما خود را در معرض تابش آن قرار دهیم. او می‌تابد و من خود را باید در معرض آن قرار دهم. بنابراین باید تصورات ساختگی بشری را کنار بگذاریم و در محضر قرآن برویم؛ او می‌تابد ما بهره می بریم. ما برای او نوع بهره را تعیین نمی‌کنیم.
نکته سوم؛ ادب حضور و استفاده از این محضر چیست؟ اگر آداب را دانستیم آن‌ها را انجام دهیم.
 
پس هنگامی که قرآن را در مقابل خود قرار می‌دهیم، تصورات و تلقیات و قیاس‌ها را کنار گذاشته، و توجه داریم که باید «منتظر» باشیم تا او بهره برساند. او بهره‌ی خود را می‌رساند. با آداب مخصوص تلاوت قرآن، قرآن را تلاوت می‌کنیم تا بهرمند شویم. با حفظ آداب و حذف تصورات، قرآن تلاوت می‌کنیم.
ما قرآن را تلاوت می‌کنیم. اما نمی‌دانیم چه اتفاقی قرار است بیفتد. مانند غذایی که به کودک می‌دهیم و او فقط مزه را می‌چشد و متوجه نمی‌شود که این غذا چگونه بر رشد و سلامتی‌اش تاثیر می‌گذارد. 
بعضی می‌گویند خواندن نماز برای ما لذّتی ندارد ولی شنیدن موسیقی، آرامش بخش است و مرا یاد خدا می‌اندازد. جوابش این است که  قرار نیست ذائقه شما ملاک باشد، قرار است شما «تنظیم» بشوید. اگر کسی بخواهد با ذائقه‌اش عبادت را بسنجد، شرط اول این است که ذائقه‌اش سالم باشد. آن شخصی که ذائقه‌ی سالم و پاک دارد، می‌فرماید: «قرة عینی فی الصلوة» (منهاج النجاح/مقدمه2/ص36)  نور چشم من در نماز است. کسی که معصوم است و رِجس و ناپاکی در او راهی ندارد، ذائقه‌اش درست کار می‌کند. ذائقه یعنی ملاک و تشخیص. کسی ذائقه‌اش ملاک است که پاک و معصوم است. آن کس سخنش معتبر است که فرموده است: «اگر من باشم و قرآن، به هیچ چیز نیاز ندارم.» در زیارت عاشورا میخوانیم که «مُصیبَتاً ما اَعظَمَها»، اما شاید برای هر کدام از ما مصیبت اعظم چیز دیگری باشد و از مصیبت سیدالشّهدا(علیه السلام) برایمان سنگین‌تر جلوه کند. اگر خدا بخواهد ما را تنظیم کند، تا جایی پیش می‌رویم که مصیبت سیدالشّهدا(علیه السلام) برایمان مصیبت اعظم می‌شود. خدمت حضرت امُّ البنین(علیها السلام) می آیند و خبر شهادت فرزندش و فرزندانش را می‌دهند، ولی حضرت می‌فرمایند: از حسین(علیه السلام) چه خبر؟ همه آن‌ها فدای حسین (علیه السلام).
قرآن می‌فرماید: «قُلْ إِن كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَآؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُم مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُواْ حَتَّى يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِهِ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ» (توبه/24) بگو اگر پدر شما، فرزندان شما، برادران شما، همسران شما، خانواده شما و... محبوبتر است نزد شما از خدا و رسولش، تنظیم نیستید. 
انشاءالله بدانجا می‌رسیم. رجیم نیستیم، ما را تحمل می‌کنند و پرورشمان می‌دهند.
قانون دنیای ما این است که هر چه را دوست داری، همان برایت مفید است. اما فرق است بین اینکه من چه چیز را دوست دارم و چه چیزی دوست داشتنی است. خدای مهربان می‌خواهد ما را رشد دهد. در عبادت و تلاوت قرآن، بهره بردن یک بحث است و اینکه چه مزه‌ای می‌چشم، بحث دیگری است. ما از قرآن بهره می‌بریم، ان شاءالله به مرحمت خداوند حلاوت قرآن را هم بچشیم. البته خداوند ذائقه اصلی ما را این‌گونه قرار داده است. طبیعت ما به گونه‌ای است که اشتهای ما همان چیزی را طلب می‌کند که برایمان مفید است. بیمار معمولاً میل به غذایی که برایش مضر است، ندارد.
یکی از روش‌هایی که ائمه(علیهم السلام) در تلاوت قرآن انجام می‌دادند، این است که لا به لای تلاوت قرآن، عبارتی را می‌گویند. حضرت سوره الرّحمن می‌خوانند و به آیه «فبأیّ الاء ربّکما تُکذّبان» می‌رسند و می‌فرمایند: «لا بشیئ من الائک ربِّ اُکذِّب». قرآن تلاوت می‌کنند در جایی که وصف جهنم می‌آید، مکث می‌کنند و جمله‌ای می‌فرمایند، هنگام وصف بهشت، عبارتی دیگر را بیان می‌کنند. هنگام تلاوت «یا ایّها الّذین آمَنوا»، لبیک می‌گویند. یکی از معانی این اعمال این است که شما هم هنگام تلاوت قرآن، به این جاها که می‌رسید، همین عبارات امام را شما هم بگوئید. معنی دیگرش این است که حضرت وقتی که این آیه را می‌خوانند گویی خداوند این آیات را همان هنگام بیان می‌کند. «یا ایّها الّذین آمَنوا»،خدای من چه می‌خواهی بگویی؟! 
تلاوتی را برای خود مقرر کنید. در این تلاوت چند دقیقه تجزیه و ترکیب و لغت و ترجمه را رها کنید. ادب تلاوت را رعایت کنیم. اگر به آیه‌ای رسیدیم و دلمان دگرگون شد، کتاب را ببندیم و پیش خدا گریه کنیم. لازم نیست که حتماً تا انتهای صفحه خاصی بخوانیم و جلو برویم. 
ما مخلوق خداییم، می‌خواهیم خالقمان با ما حرف بزند. اینجاست که اگر تصورات کنار برود و آداب اجرا شود، با خواندن قرآن درست می‌شود.
بعضی می‌گویند «باید اول ساخته شد تا بعد بتوانیم قرآن تلاوت کنیم و بفهمیم. آدم باید ساخته شود، بعد به زیارت برود. آدم باید ساخته شود، بعد پیش خدا برود.»! درحالی که دقیقاً به عکس این مطلب است. قرار نیست من ساخته شوم بعد قرآن را بفهمم. قرار است قرآن را بخوانم تا ساخته شوم. چه ساخته شدنی بالاتر و نیکوتر و بهتر از ساخته شدن با قرآن. ای کاش هیچکس به ما چیزی یاد نداده بود و چیزی بلد نبودیم، شروع به خواندن قرآن می‌کردیم و با قرآن رشد می‌کردیم. حضرت می‌فرمایند: خوش به حال جوانی که با قرآن انس گرفته، با گوشت و خونش قرآن اجین می‌شود. منظور رفتن به کلاس حفظ قرآن نیست! حفظ یک مهارت و فن است و برای هر کتابی امکان دارد انجام شود. عربی یک فن و مهارت است. ای کاش با قرآن مأنوس می‌شدم، با دیدنش متحول می‌شدم و به سینه‌ام می‌فشردم و می‌بوسیدم. قرآن را بر سر و صورتم می‌گذاشتم. هنگام مصیبت با تلاوتش آرام می‌شدم و شکر خدا می‌کردم که خدایا تو می‌دانی با من چکار باید بکنی! اما افراد این‌قدر حرف‌های متفاوت دیگر می‌زنند که مرا به هم می‌ریزند. خدایا توبه می‌کنیم از آنچه که شنیدیم به جز آنچه تو و اولیاء تو گفته‌اید. خدایا ببخش از اینکه چیزهایی را خوردیم که با بدنمان سازگار نبود و ذائقه‌مان را تغییر داده. ویژگی توبه این است که پاک می‌کند مثل روزی که از مادر متولد شده‌ای. حال که توبه کردی، به همش نزن. قرار نیست من جایی ساخته شوم و بیایم قرآن بخوانم، قرار است که من ساخته نشده قرآن بخوانم و آرام شوم. ما باید قرآن بخوانیم. حضرت فرمود: «القرآن مأدبة الله»(وسائل الشیعه/ج6/ص168)؛ قرآن کلاس ادب الهی است. من باید وارد این کلاس شوم. به سایر کلاس‌ها کاری ندارم که مرا به کجا می‌خواهد برساند!
در احوالات شیخ رجبعلی، که در بحث ریاضت و معارف رتبه بالایی داشته است، آمده است که در اواخر عمرش فرمود: «ای کاش تمام این ریاضت‌هایی که کشیدم برای رسیدن به کمال و مقام، همه را انجام داده بودم برای اینکه به امام زمانم نزدیک شوم.»
هر کاری که انسان انجام می‌دهد برای مقصودی انجام می‌دهد. در عبادت به ما دستور اعمال مختلف را می‌دهند و می‌گویند علتش را به عهده ما بگذار. علت روزه گرفتن سلامتی نیست. ممکن است روزه هزاران فایده داشته باشد. اما ما روزه می‌گیریم برای اطاعت امر خدا. نمی‌دانیم که چه فایده‌ای دارد و به کجا می‌رسیم. عبادت یعنی همین! برویم در خانه امام زمان علیه السلتم، در بزنیم. نه برای اینکه به ما مبلغی عطا کند، برای اینکه او امام من است. در این صورت ایشان چند برابر آن مبلغی که ما خواستیم را می‌دهد، آخرتمان را نیز تضمین می‌نماید و آنچه را هم که نخواسته‌ایم به ما عطا می‌کند. پس اگر بدون هیچ چشم‌داشتی نزد حضرت برویم و برای عطایایشان قدری معیّن نکنیم، سودش خیلی بیشتر است که بخواهیم با ایشان معامله نماییم.
گاهی ما عبادت را به چشم ریاضت می‌بینیم و آن را انجام می‌دهیم تا به جایی برسیم. خیر، بلکه عبادت می‌کنیم چون خدای من گفته است. اگر خدمتکار امام زمان علیه السلام شویم، برای هر فرمایشی که حضرت می‌کنند، دنبال علت و فایده و سودش نیستیم. 
تو بندگی چو  گدایان به شرط مزد مکن که خواجه خود روش بنده‌پروری داند
امام زمان علیه السلام به همه چیز شما رسیدگی می‌کند، و همه شما را رعایت می‌کند حتی غذای حیوانات خانگی شما را هم او مهیا می‌کند.
تصور، مخرّب عبودیت است. بنده وقتی بندگی می‌کند و برده وقتی بردگی می‌کند، هیچ تصوری ندارد، آن کار را انجام می‌دهد چون مولایش دوست دارد. کارگر و گدا فرق دارند، آن‌ها کار انجام می‌دهد و مزد می‌طلبد.
دعا می‌کنیم: خدایا هرچه به خوبان می‌دهی، به من هم بده. در ورود به حرم امام رضا (علیه السلام) می‌گوییم: «فأذن لی یا مولای بالدخول افضل ما اذنت لاحد من اولیائک». آن قشنگ‌ترین مدلی که از اولیایت پذیرایی می‌کنی از من هم پذیرایی کن.
آن روش‌هایی که برای حل هر مشکل، ذکری تعییین می‌کنند تا به تعداد مشخص آن را تکرار کنید، افراد را از صحنه عبودیت خارج می‌سازد. خدا را با ذکر بازی ندهیم. بگوییم که خدایا من این ذکر را می‌گویم و به فلان تعداد هم می‌گویم، اما می‌دانم تأثیر همه این‌ها به خواست و به دست توست. رمزی که بالاتر از همه این رموز است، خود خداست. فهم و اندازه من به اسم اعظم نمی‌خورد. دانستن اسم اعظم چه فایده‌ای برای من دارد اگر بخواهد مرا از خود خدا دور کند.
قرآن کلام الله است. ما تصورات را از ذهنمان بیرون می‌کنیم و با آداب قرآن را تلاوت می‌کنیم.؛ خدایا کلامت را خواندم. من نمی‌دانم چه می‌خواهم. وقتی نزد امام هم مشرف شدی، بگو من نمی‌دانم چه مشکلی دارم، شما بگو مشکل من کجاست و فریادرسم باش! 
خدایا تو خدا و خالق و رازق منی. من نمی‌دانم چه هستم. اگر با این دید سراغ قرآن بروی، با خواندن آیات دگرگون می‌شوی.
پیامبراکرم: «ان هذا القرآن مأدوة الله فتعلّموا مأدوته مااستطعتم» (وسائل الشیعه، ج6، ص168)
این کلام الله، کلاس آموزشی است. این گفته شیطان است که می‌گوید خودت را درست کن بعد خدمت امام برو. از امام بخواهید تا شمای بی سامان را سامان بدهد.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «انّی تارک فیکم الثّقلین»،(اصول کافی، ج6، ص651) 
من 2 امانت نزد شما می‌گذارم، شما پیش هر کدام بروید به دیگری راه پیدا می‌کنید این دو همیشه با هم‌اند. هیچ‌گاه از هم جدا نمی‌شوند. اگر ما خدمت امام زمان مشرف شویم خدمت قرآن ناطقیم اگر هم دلمان گرفت که چرا اماممان را نمی‌بینیم، این قرآن را بخوانید. آن‌وقت می‌فهمیم که «القرآن یهدی الی الامام.» (بحارالانوار، ج25، ص194) چطور به امام هدایت می‌کند؟ نمی‌دانیم و از خودمان هم نمی‌گوئیم ولی می‌دانیم هدایت می‌کند.
 

9