یافتن اصول اعتقادات در واقعه کربلا
 

یافتن اصول اعتقادات در واقعه کربلا (شب پنجم)

09/09/90
2182
 
 
در توضیح مبحث اختیار که پیش تر در اصل عدل مطرح شد می بایست به نکاتی اشاره کرد. یکی از اولین نکات مربوط به نظراتی می باشد که این امر را قبول نداشته و بر جبری بودن تمام زندگی تأکید دارند که به سادگی می توان صاحب نظران آن را متوجّه ساخت، به این صورت که اگر با این نظر قصد در تغییر باور سایرین دارید پس آنها دارای اختیار هستند که شما قصد در تغییر انتخاب آنها بر اساس اختیارشان هستید.
یکی دیگر از نکات مربوط به اختیار، حوزه آن است. این حوزه محدودیت قابل شناختی ندارد ولی می توان آن را به صورتی دیگر بیان کرد وآن هم اینگونه است که هرکس براساس حوزه اختیاراتش در واقع زندگی خود را به صورت کامل شکل می دهد و معمار آن است. راه درست در این معماری توسط ائمه معصومین (ع) بیان شده است و در حال حاضر نیز این هدایت را امام زمان(ع) انجام میدهند ولی این آدمی است که از این هدایت سر باز می زند.
یکی دیگر از موضوعاتی که مطرح شد و نیاز به توضیحات بیشتری دارد سختی ها و ناملایماتی است که در این دنیا بر آدمی وارد می شود. ممکن است در سرگذشت بعضی از انبیاء الهی مواردی از این قبیل دیده شود و این سؤال در ذهن مطرح شود که مگر آنها که از بالاترین درجات میان بندگان خدا برخوردار نبوده اند پس مگر مرتکب معصیتی شده بودند که شایسته چنین عقوبتی گشتند؟. در جواب چنین سـؤالی باید گفت که این سختی ها از جانب آن بزرگان خواسته شده بوده است، به این صورت که آنها خواستار چنین سختی هایی از جانب خدا بوده اند تا از قِبَل آنها به یک ترفیع درجه در محضر خداوند نائل بیایند. امّا مصیبتی که بر امام حسین (ع) وارد آمد باز از جنس دیگری می باشد، به این صورت که آن حضرت مصیبت را با جان و دل و بدون در نظر گرفتن چیزی در کنار آن می پذیرند.
اصل دیگری که بحث آن در جلسه گذشته آغاز شد اصل معاد است. در ابتدا برای توضیح باید گفت که مصداق بارز در توضیح این اصل آیه "فَمَن یَعمَلُ مِثقالَ ذرّةً خیراً یره" می باشد، یعنی پاسخ و جوابی است کامل به اعمال این دنیای آدمی. معاد در واقع وعده ای است از جانب خداوند برای انسان ها، واین در حالی است که انسان ها وعده های بین خود را با اطمینان کامل می پذیرند و زندگی خود را بر پایه آن قرار می دهند ولی بسیاری از آنها کوچکترین اطمینانی به این وعده الهی (معاد) ندارند که هیچ شکی در وقوع آن نیز نیست.
مثال بارز این اصل نیز در واقعه کربلا نمایان است. حضرت سیّد الشهدا(ع) بارها در خطابه های خود از قیامت و "معاد" یاد می کنند تا این وعده الهی را بیش از پیش متذکر شوند ولی دشمنان آن حضرت چشم به وعده های این دنیایی دوخته و توجّهی به آینده و آخرت ندارند.
فرق بین کسانی که معاد را پذیرفته و به آن ایمان دارند با کسانی که کوچکترین اعتقادی به این امر ندارد مانند انسان عاقل و غیرعاقل است. انسان عاقل همیشه برنامه ریزی زندگی اش بر اساس آینده بینی است حال آنکه زندگی و عمل فرد نادان فقط بر اساس زمان حال است و توجّهی به آینده ندارد، از این رو دید فردی که به معاد اعتقاد دارد نسبت به مرگ دید خوشایندی است چون بیش از پیش به نتیجه اعمالش نزدیک می شود ولی فردی که به معاد ایمان ندارد بیشتر طالب به تأخیر انداختن زمان مرگ است تا از این دنیا نهایت لذت را ببرد؛ مصداق این امر حدیثی از پیامبر (ص) است که می فرمایند:"دنیا زندان مؤمن است وبهشت کافر است".
سخنران: دکتر محمد دولتی / محرم 1433
 

شب پنجم