یافتن اصول اعتقادات در واقعه کربلا
 

یافتن اصول اعتقادات در واقعه کربلا (شب هفتم)

11/09/90
2214
 
 
در رابطه با ادامه مبحث مرگ می بایست این توضیح را داد که وجود مرگ یک حقیقت است و در اصطلاح مرگ حق است.  یکی از تفاوت های اصلی مابین فرد مؤمن و با ایمان نسبت به سایرین بر همین اساس است که چنین فردی با همین دید برنامه زندگی خود را تنظیم می کند. زیرا تنها اتفاقی که در زندگی هر شخصی به صورت تضمینی رخ می دهد مرگ است.
بر این اساس، چنین نگرشی نسبت به مرگ علاوه بر اینکه باعث می شود فرد خود را برای مرگ مهیا سازد، باعث می شود تا نسب به مرگ مشتاق نیز باشد. زیرا فرد به این آگاهی میرسد که با این اتفاق (مرگ) امکان وصول به افراد و ارزش هایی را که در این دنیا به دنبال آنها بوده است را پیدا می کند. که آن افراد بزرگ و بلند مرتبه جز پیامبر(ص) ائمه اطهار(ع) نمی باشند.
شیطان برای ایجاد خلل در رسیدن به این دیدگاه و نگرش همواره کوشیده است. به صورتی که در زمان حیات آن بزرگواران سعی در از بین بردن آنها می کرده است و بعد از رحلت آنان بر کم رنگ کردن و از میان برداشتن محبّت ما بین مردم و ایشان تلاش داشته است. بر این اساس می توان عنوان کرد تنها راهی که منتج به سعادت شده و یک از نتایج آن نیز نگاه گوارا داشتن به مرگ است، پیروی از پیامبر(ص) و ائمه هدی(ع) است.
روی کردن به چنین نگرشی است که باعث می شود در واقعه کربلا فرمانده و پهلوان بزرگی مانند حرّ که هیچ کس یارای مقابله و ایستادگی در برابر او را ندارد، در برابر حضرت امام حسین(ع) سر تعظیم فرود آورد و خود را تسلیم ایشان نماید.
این نوع نگرش از جنبه های مختلفی باعث گوارا نمودن مرگ برای آدمی می شود. یکی از آنسو که فرد بنا به اعمال و کرداری که از خود بروز داده است می داند در نزد خدا از جایگاه و آبرو برخوردار است. دیگری از آن جهت است که خود فرد مشتاق به ملاقات خداوند متعال است.
در همین دیدگاه، گاهی صحبت هایی مبنی بر شرک آمیز بودن رفتارهایی است که از فرد سر میزند (مانند اعمال مربوط به طواف خانه خدا، متبرّک دانستن قبور و بارگاه ائمه اطهار(ع) ) و گفته می شود فقط می بایست خدا را به تنهایی مورد توجّه قرار داد و نه شخص و یا چیز دیگری.
سخنران: دکتر محمد دولتی / محرم 1433

 

7