یافتن اصول اعتقادات در واقعه کربلا
 

یافتن اصول اعتقادات در واقعه کربلا (شب سیزدهم)

90/09/17
2214
 
 
توحید در واقع درک خدا است در صورتی که این توانایی و دانایی برای توصیف این درک وجود ندارد. مثل تجربه درد که وقتی فردی این تجربه را داشته باشد می تواند درک کند که کس دیگری که در حال درد کشیدن است چه چیزی را تجربه می کند ولی نمی تواند آن را برای کسی که این تجربه را نداشته است توضیح دهد. در بحث توحید وضع به همین صورت است که ذات  بشریت به صورت فطری خدا را درک می کند، ولی تفاوت در بین آنها اختلاف در نحوه ارائه و بیان این احساس و درک است.
با توجّه به مطلبی که بیان شد(تعریف توحید) باید توجّه داشت که برای این اصل نمی بایست به دنبال تعریف دقیق و علمی گشت. نمونه واقعی احساس این موضوع در واقعه کربلا نمایان است؛ حضرت سیّدالشهدا(ع) در موقعیت های مختلف با خدا صحبت می کنند، زمانی نزد او شکایت می کنند، در بعضی مواقع از روی نصیحت حضور خدا را به دشمنان هشدار می دهند و همه این اتفاقات با کیفیتی انجام می شود که گویی خدا را به نزدیکی سایرینی که در اطرافشان هستند درک می کنند.
در رابطه با دستوراتی که از جانب خداوند قرار داده شده است،  وظیفه آدمی این است که از طریق دین به آنها پی برده و آنها را به کار بندد و باید این توضیح را نیز اضافه کرد که این دستورات همیشه به صورتی نمی باشد که با میل و علاقه فردی افراد سازگاری داشته باشد. معنای واقعی عبد و بنده بودن همین است که  دستوراتی را که با میل و علاقه فرد سازگاری ندارد را به خاطر رضایت خداوند بپذیرد و انجام دهد.
سخنران: دکتر محمد دولتی / محرم 1433
 

شب سیزدهم