کربلا از منظر عقل
 

کربلا از منظر عقل - جلسه سوم

970701
168
 
 
بی حیایی سپاه دشمنان سیدالشهدا(علیه السلام) کار را به جایی رساند که مصداق این آیه شدند:
“ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاءُوا السُّوأَى أَنْ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَكَانُوا بِهَا يَسْتَهْزِئُونَ ” آیه 10 سوره روم
یعنی پله به پله به سمت زشتی رفتند و بدون اظهار پشیمانی به ظلم خود ادامه دادند...
بر اساس روایت کسی که دشمن امیرالمومنین(علیه السلام) باشد، نفس این دشمنی او را به گمراهی می کشاند.
مردم اگر عقل خود را میزان قرار دهند، به سرعت حق قابل تشخیص است و از کار قبیح بدشان میاید. لذا در مجلس یزید وقتی فرستاده ی روم که برای جشن در این مراسم شرکت کرده بود، سر مبارک امام حسین(علیه السلام) را می بیند از یزید و دینش اعلام بیزاری می کند...

انصاف و عقل
دومین صفتی که جز بنیان های اخلاقی می تواند هم ردیف عقل قرار گیرد، انصاف است.
 الإمامُ الصّادقُ عليه السلام :مَن يَضْمَنُ لي أربعةً بأربعةِ أبياتٍ في الجَنّةِ ؟ : أنْفِقْ و لا تَخَفْ فَقرا ، و أفْشِ السَّلامَ في العالَمِ ، و اتْرُكِ المِراءَ و إنْ كنتَ مُحِقّا ، و أنْصِفِ النّاسَ مِن نَفسِكَ .
امام صادق عليه السلام :چه كسى چهار چيز را به من تضمين مى دهد، تا من چهار خانه در بهشت براى او تضمين كنم؟ انفاق كن و از تنگدستى مترس، سلام گفتن را در جهان رواج ده، بحث و جدل را وا گذار هر چند حق با تو باشد، و با مردم به انصاف رفتار كن.
 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مَن واسَى الفَقيرَ ، و أنصَفَ النّاس مِن نَفسِهِ ، فذلكَ المؤمِنُ حَقّا .
كسى كه به تهيدست كمك مالى كند و نسبت به مردم، از خود انصاف به خرج دهد چنين كسى مؤمن حقيقى است.
 قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله: أَ لَا أُخْبِرُكُمْ بِخَيْرِ خَلَائِقِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ الْعَفْوُ عَمَّنْ ظَلَمَكَ وَ تَصِلُ مَنْ قَطَعَكَ وَ الْإِحْسَانُ إِلَى مَنْ أَسَاءَ إِلَيْكَ وَ إِعْطَاءُ مَنْ حَرَمَكَ
رسـولخـدا (ص ) فـرمود: بهترين اخلاق دنيا و آخرت را بشما خبر ندهم ؟ گذشتن از كسى است كه بتوستم كرده و پيوستن با كسيكه از تو بريده و نيكى باكسي كه بتو بدى كرده و بخشيدن به كسي كه ترا محروم ساخته
 امام على عليه السلام : غايَةُ الإنصافِ أن يُنصِفَ المَرءُ نفسَهُ .
اوج انصاف اين است كه انسان [از ]خودش واخواهى كند.
 امام صادق(عليه السلام) : «سَيِّدُ الاَعْمَالِ ثَلاَثَةٌ إِنْصَافُ النَّاسِ مِنْ نَفْسِکَ حَتَّى لاَ تَرْضَى بِشَيْء إِلاَّ رَضِيتَ لَهُمْ مِثْلَهُ»
برترين اعمال سه چيز است و امام(عليه السلام) اوّلين آن را رعايت انصاف درباره مردم شمرد و در تفسير آن مى فرمايد: بايد به گونه اى باشد که هرچه را براى خود مى خواهى مانند آن را براى ديگران هم بخواهى».
 وَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَقُولُ اَللَّهُ تَعَالَى : يَا ابْنَ آدَمَ أَ مَا تُنْصِفُنِي أَتَحَبَّبُ إِلَيْكَ بِالنِّعَمِ وَ تَتَبَغَّضُ إِلَيَّ بِالْمَعَاصِي خَيْرِي إِلَيْكَ نَازِلٌ وَ شَرُّكَ إِلَيَّ صَاعِدٌ وَ لَمْ يَزَلْ وَ لاَ يَزَالُ فِي كُلِّ يَوْمٍ مَلَكٌ كَرِيمٌ يَأْتِينِي عَنْكَ بِعَمَلٍ قَبِيحٍ يَا اِبْنَ آدَمَ لَوْ سَمِعْتَ وَصْفَكَ مِنْ غَيْرِكَ وَ أَنْتَ لاَ تَدْرِي مَنِ اَلْمَوْصُوفُ لَسَارَعْتَ إِلَى مَقْتِهِ.
رسول خدا صلي الله عليه و اله فرمود خداي متعال مي فرمايد : اي فرزند ادم ايا انصاف نمي دهي كه من با تو به وسيلۀ نعمتي كه به تو ارزاني داشتم دوستي مي كنم و تو تنفر خودت را با نافرمانيت به من نشان مي دهي خير من به سوي تو سرازير است و شر تو به من مي رسد و هميشه ملكي هر شب و روز اعمال زشت تو را به سوي من مي اورد اي پسر ادم اگر توصيف خودت را از غير مي شنيدي و نمي دانستي كه اين وصف چه كسي است فورا از او متنفر مي شدي ...

کربلا و بی انصافی سپاه دشمن
از ابتدا تا انتهای داستان کربلا، بی انصافی غوغا می کند...
این خانواده به دعوت خود کوفیان آمده بودند و دشمن میزبانی خود را پس گرفت.. ایشان را کنار آب محصور کردند...سی هزار نفر مقابل حدود صد و ده نفر در میدان جنگیدند.. کودکان برای دفاع به میدان رفتند..
تشنه شهیدشان کردند... حمله به خیمه ها اتفاق افتاد... بانوان را اسیر گرفتند ... و ارباً ارباًی گزارش مقتل توجیهی نداشت...
خلاصه اینکه دشمنان سیدالشهدا ( علیه السلام) به لحاظ عقلی عمل قبیحی انجام دادند و در وجودشان نه حیایی بود و نه هیچ انصافی ... !
"اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطَانُ فَأَنْسَاهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُولَئِكَ حِزْبُ الشَّيْطَانِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ"
آیه 19 سوره مجادله